|
شنبه 5 فروردين 1391برچسب:ماست,مالی,اصطلاح,ضرب المثل,ریشه,محمد,رضا,پهلوی,داستان,کوتاه,خواندنی,جالب,زیبا, :: 19:42 :: نويسنده : مهدیه
هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و زن مصری اش فوزیه در سال 1317 خورشیدی چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب به تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. ![]()
سه شنبه 2 اسفند 1390برچسب:عجایب,دخترک,عشق,دوستی,داستان,داستان کوتاه,محبت,زیبا, :: 14:50 :: نويسنده : مهدیه
از یک گروه از دانش اموز خواستد اسامی عجایب هفتگانه را بنویسند... علی رغم اختلاف نظر ها، اکثرا اینها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند: تاج محل دره بزرگ (به نام گراند کانیون در امریکا( آبشار نیاگارا آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان، متوجه شد که یکی از آنها هنوز کارش را تمام نکرده است. از دخترک پرسید که آیا مشکلی دارد... ادامه مطلب ... ![]()
دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:داستان,داستان کوتاه,زیبا,پیانو,مادر,شاگرد,بی استعداد,گریه,, :: 19:43 :: نويسنده : مهدیه
من یک معلم پیانو هستم . این داستان را هم به خواسته ی چند تا از دوستانم بازگو میکنم ، چراکه هنوز هم از به یاد آوری آن یک حس نا گفتنی به من دست می دهد و تمام تنم می لرزد. سالها پیش من شاگردان زیادی داشتم که به آنها پیانو یاد می دادم خوب طبیعی بود که یکی از آنها با استعداد بود و یکی استعداد کمتری داشت ، روزی من یک شاگرد را پذیرفتم به نام ” جک ” … جک پسری ۱۴ یا ۱۵ ساله بود و به همراه مادرش زندگی می کرد . انگیزه ی او از یادگیری پیانو هم این بود که روزی بتواند برای مادرش پیانو بنوازد و یک کار را بی عیب و نقص اجرا کند. من مادر جک را از نزدیک ندیده بودم فقط دیده بودم که جک را جلوی در پیاده می کرد و وقتی من را از پشت پنجره می دید با یک بوق و یک لبخند با من سلام و احوال پرسی می کرد. خلاصه من به جک پیانو درس می دادم اما او از بی استعداد ترین شاگرد من هم بی استعداد تر بود!!! ادامه مطلب ... ![]()
جمعه 28 بهمن 1390برچسب:درنای,زیبا,پرواز,سرما,نغمه,زندگی,زخم,کهنه,بالهای,خسته,فردا,شعر,شعر کوتاه, :: 22:30 :: نويسنده : مهدیه
مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن ![]()
دو شنبه 17 بهمن 1390برچسب:خدا,دل کوچک من,بالا,مهربان,شعر,شعرکوتاه,زیبا,خوب,قشنگ,نزدیکی, :: 21:14 :: نويسنده : مهدیه
من خدایی دارم, که در این نزدیکیست نه در آن بالاها مهربان, خوب قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخن میگوید, با دل کوچک من, ساده تر از سخن ساده من او مرا میفهمد او مرا میخواند
![]()
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:کوروش,کبیر,جمله,جمله کوتاه,زیبا,خدا,هرکس,باور,درون,, :: 23:38 :: نويسنده : مهدیه
باهيچكس
بر سر باورش نمى جنگم!
خداى هر كس
همان است كه
درون او با وی سخن مى گويد...
کوروش کبیر ![]()
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:حرف دل,قلم,درد دل,غم دل,دلتنگی,عاشقانه,عاشقی,تنهایی,شعر,شعرکوتاه,زیبا,بامعنی,, :: 19:33 :: نويسنده : مهدیه
امشب قـلم برای تـو یه قصه ی دیگه نوشت قصه ی تنـهایـی دل مقصر هم که سرنوشت ساده نمیشه ازتوگفت حرمت تو بی انتهاسـت ببخشیداین جسارت و کـارغـریـب آشــنـاسـت ما اشتباهی اومـدیــم تو شهر این غریبه ها میـون ایـن غریبه ها شـدیـم اسـیـر غصه ها چی بگم از کجا بگـم تـــکــرار هــــر روز دلـــه دادمـیزنیم توی سکوت بی کـسـی خیلی مشکله تـنـهـایی درد مشترک بــیــن تـمـوم آدمـاسـت عاشـقـی و مـهـربونی فـقـط برای قصه هاست قصه داره تموم میشـه مـثـل تـمـوم قـصـه هـا امـا تـو مثـل آسـمـون عـاشـقـی و بـی انـتـهـا حـرفام تـموم نشدولی قصه بـه آخـرش رسـیـد آرزو مـیکنـم واسـت یـه عـالـمه یـاس سـپـید ![]() ![]() |